قصه راجع به یک لاک پشت است که برای بازی پیش دوستانش می رود. آن ها قایم موشک بازی می کنند. فرانکلین, غاز و سمورآبی و خرس را پیدا می کند اما روباه را نمی تواند پیدا کند و برای پیدا کردن او بدون اینکه متوجه شود به جنگل وارد می شود و در آن جا گم می شود. دوستانش هم به خیال این که او به خانه برگشته است دنبال او نمی گردند. غروب پدر و مادر فرانکلین, که از نیامدن او نگران شده اند به خانه دوستان او می روند و متوجه می شوند که فرانکلین, گم شده است و...
برچسب:
نویسنده: نوید موسویپور